چرا خانواده درمانى و مشاوره روانى براى هر خانواده اى ضرورى است؟

چرا خانواده درمانى ومشاوره روانى براى هر خانواده اى ضرورى است؟

Azad_VOA_LA

دكتر آزاد مراديان، رواندرمانگر، مشاور علوم رفتارى

لوس آنجلس- كاليفرنيا

اساس خانواده درمانى ويا مشاوره خانواده كمك وحمايت از اعضا خانواده هايى است كه خطر جدا شدن را احساس مي كنند ويا در  جستجوى تقويت وتحكيم روابط خودشان هستند

در مشاوره خانواده تمركز بر روى رابطه بين دو همسر است، اگر چه هر كدام از همسران ممكن است نياز به كار روى مسائل شخصى خودشان واز جمله تقويت روحى – روانى – فردى وآگاهى و شناخت از خود را هم داشته باشند.

برخى از مشاورين خانواده بنا به ضرورت تشخيصى از رويكردهايى در تشخيص و همچنين درمان استفاده مي كنند كه در عين تمركز بر مسايل بين فردى همسران، مسايل هر فرد را هم همزمان در برمى گيرد.

متاسفانه افراد زمانى به دنبال خدمات مشاوره خانواده مي روند كه كاملا دير شده است. مشاورين خانواده پيشنهاد مي كنند كه زمانى كه زن وشوهر احساس مي كنند كه روابط بين فرديشان آزرده شده است وآسيبهاى سطحى برداشته است بايد به مشاور مراجعه كنند.

مطالعات روانشناسى در امريكا نشان داده است كه ميانگين مراجعه به مشاور خانواده تقريبا از زمان شروع مشكل تا زمان مراجعه براى حل آن دوره اى نزديك به ٦ سال را در بر مي گيرد. يعنى از زمانيكه دو طرف احساس ناخوشايند نارضايتى، عدم لذت بردن از همديگر، بدبختى وناكامى را تجربه مي كنند تا زمانيكه بطور جدي در صدد حل آن بر مي آيند ٦ سال طول مي كشد. هر اندازه اين زمان طولاني تر گردد زمان بيشترى را هم بايد صرف مشاوره ودرمان روحى وجسمى حاصل از آن كرد. گاه پيش آمده است كه دوران جدائى روانى وعاطفى آنچنان طولانى شده است كه اميد به بهبودى زندگى زناشويي در زوجين را كاملا از بين برده است.

دلايل مراجعه به مشاور خانواده مي تواند متفاوت باشد ولى در واقع بيشتر مراجعين را همسرانى تشكيل مي دهند كه مشكل إيجاد رابطه كلامى ودرك همديگر را دارند، اين مشكلات ميتواند به شكل، مشكل عدم تقسيم قدرت در بين زوجين ويا احساس زير سلطه بودن ويا نياز به سلطه بيشترى بر ديگرى را دارند. مشكل عدم درك احساسى وعدم درك نياز جنسى ومشكل روابط جنسى هم مي تواند به اختلافات موجود وتشديد اختلافات خانوادگى منجر شود. متاسفانه اين اختلافات در بستر مشكلات اقتصادى، اجتماعى وفرهنگى وحتى در زمانيكه يكى از اعضا خانواده مبتلا به بيمارى مزمنى است مي تواند تشديد گردد.

نتایج پژوهشهاى روانشناسى نشان داده است كه مهارتهاى ارتباطي زوجين به طور مستقيم مى تواند سبب خشنودي و رضايت زناشويي آنها شود، در عين اينكه صميميت جنسي و رابطه احساسى سبب تقويت و تداوم رابطه زناشويي شود.

مشاوران خانواده مي توانند با ارزيابى سطح رابطه كلامى بين همسران به درك قابل توجهى از رضامندى زناشويي بين آنان پى برند ودر همين حال باارزيابى سطح رابطه احساسى و جنسى بين آنان ميزان استحكام و أحيانا ضعف آن رابطه را تحليل نمايند.

يك مشاوره فعال وخوب مي تواند بسيارى از شئونات روابط بين فردى را پوشش دهد، در عين اينكه تمركز اصلى بر نحوه ارتباط گيرى كلامى واحساسى زن وشوهر متمركز خواهد بود.

 زمانيكه همسران براى پرهيز از بگو مگوهاى طولانى از ارتباطات كلامى وگفتارى پرهيز مي كنند، زمانيكه يك گفتگوى ساده به جر وبحث وزورگوئى يك طرف ولجاجت طرف ديگر منتهى مي شود، آزرده گيها و آسيبهاى خانوادگى جايگزين يك رابطه سالم و شادي بخش خواهد شد.

دكتر جان گاتمن كه به مدت چند دهه وقت خود را صرف مطالعه مشكلات خانوادگى كرده است، مطرح مي كند كه عدم تلاش براى بازپرورى يك رابطه بعد از هر جر وبحث وبگو مگوى خانوادگى، نقش اصلى را در ناخوشايندى روابط، عدم رضايت در بين زن وشوهر ها وحتى جدا شدن و طلاق را بازى مي كند.

يك مشاور خوب مي داند كه اولين قدم در بهبودى روابط بين فردى اينست كه به هر كدام از همسران آموزش دهد كه در هنگام بروز اختلافات چگونه قادر باشند كه احساسات آنى خود را مديريت كنند، خود را آرام كنند، وسعى كنند از شيوه هاى صحيح گفتگو كردن وديالوگ براي حل مشكل استفاده كنند. خوشبختانه نحوه گفتگو، ديالوك وصحبت كردن قابل آموزش ويادگيرى است وبعنوان يك وسيله وتجربه در زندگى روزمره مي توان از آن بهره برد.

Psychotherapy_042019

چه انتظاراتى مي توان از يك مشاور خانواده داشت؟

آنچه مسلم است هيچ روانشناس يا مشاور خانواده نمى تواند معجزه كند، و يا بدون همكارى مراجع در پروسه درمان انتظار تغيير و بهبودى را داشته باشد. انگيزه هاى درونى وبيرونى مراجعين مي تواند تاثير اساسى در روند مشاوره داشته باشد. در واقع بدون يك هدف مشحص نمى توان به كار مشاوره پرداخت.

من به اكثرمراجعينم اين نكته را متذكر مي شوم كه مشاوره مي تواند شما را در مسيرى همراهى كند كه شما را به سطح قبلى رضامندى قبل از بروز اختلافات برساند. واين بدان معنى است اگر سطح رضامندى در بهترين شرايط خود در ٦ تا يكسال پيش از اختلاف، مثلا بين ٣ تا ٤ در يك ميزان دهگانه بوده است، مشاور مي تواند شما را به آن سطح برساند ولى توقع بالاتر از اين سطح كه هيچگاه در خانواده تجربه نشده است بسيار مشكل وشايد دور از دسترس باشد.

همسرانى كه از روز اول زندگى اختلافات شديد داشته اند، هيچ تصويرى از زندگى خوب با هم بودن را ندارند. تغيير نگرش وآموزش شيوه هاى جديد زندگى كردن با هم نياز به زمان طولانى ترى دارد.

قدرمسلم اينست كه اولين قدم، آموزش گوش كردن فعال به طرفين است كه ياد مي دهد در زمانيكه مشكلى بروز مي كند چگونه با همديگر صحبت كنند، چگونه گوش كنند و چگونه به طرف مقابل پاسخ دهند. هر دو طرف بايد نقش ومسئوليت خود را در زمان بروز اختلافات وجر وبحث ها بدانند. در يك اطاق مشاوره درمانى و رواندرمانى زن و شوهر به خوبى ياد مي گيرند و تمرين مي كنند كه چگونه مشكلات بوجود آمده در زمان را ، با روش درست گوش كردن ، تماس  و نگاه مستقيم و رودرو به يكديگر ، بدون قضاوت كردن پيش رس، بدون پيش داورى نا پخته، و بدون نصيحت كردن حل كنند.

مدت رواندرمانى واهداف رواندرمانى 

مدت رواندرمانى واهداف رواندرمانى ومشاوره متناسب با شرايط هر مراجع متفاوت است. حضور در جلسة رواندرمانى ومشاوره به صورت يك جلسة در هفته ضرورى است مگر آن كه در شرايط خاصى نياز به جلسات بيشترى از سوى مشاور خانواده ضرورى تشحيص داده شود. بعضى از مشاورين پيشنهاد جلسات جانبى راهم به زوجين مي دهند مانند شركت در گروه درمانى با موضوعات مرتبط با مشكل ويا آموزشهاى فردى متناسب با نياز فرد.

يك مشاور خانواده معمولا مشاور فردى تك تك اعضا خانواده نخواهد بود وخانواده را بصورت يك واحد كلى كمك مي كند. مشاور وروانشناس خانواده در صورت تشخيص مي تواند اعضا خانواده را براى رواندرمانى ويا مشاوره فردى به مشاورين ديگر ارجاع نمايد.

سالهاست كه روانشناسى در امريكا، خانواده را به عنوان يك واحد و يك سيستم فعال مورد مطالعه قرار داده است، چنانچه در هنگام بروز مشكل براى يكى از اعضا خانواده، در عين تمركز به كمك به حل مشكلات فردى آن فرد، ديناميسم و فضاى رابطه بين اعضا و سطح سلامت روانى خانواده را هم به عنوان يك واحد زنده، مورد توجه قرار داده است.

مشاوره خانواده و خانواده  درمانى در امريكا به سالهاى ١٩٣٠ بر مي گردد .  در آن هنگام تمركز اصلى مشاوره خانواده بر افرادى بود كه رسما ازدواج كرده بودند، ودر واقع كار مشاوره، آموزش ايجاد يك خانواده سالم بود. اين رشته در سالهاى ١٩٦٠ تا ١٩٧٠ از مشاوره فردى تك تك اعضا خانواده به مشاوره همزمان همه اعضا روى آورد وجلسات مشترك را پيش كشيد كه هر دو عضو يك خانواده وگاها همه اعضا يك خانواده در دفتر مشاور خانواده به بررسى وحل مشكلات خود مي پرداختند.

اكنون خانواده درمانى و نگاه به درمان خانواده در بيشتر مواقع جايگزين رويكردها و نگرشهاى قبلى به خانواده شده است. اگر چه در همه رويكردهاى جديد نيز تاثيرات شخصيت فردى، حوادثى كه فرد در زندگى تجربه كرده است، تفاوتهاى فردى زوجين، نگاه متفاوت آنان به زندگى وآينده، روابط بين فردى كه مي تواند بر فضاى يك خانواده مسلط شود را مورد گفتگو قرار مي دهند وكمك مي كنند كه اعضا خانواده در عين درك تفاوتها، شناخت توانائيها و ضعفهاى خود، مسئوليت عواقبى را كه اين رفتارها بر زندگى خانوادگى ايجاد مي كند را بر عهده بگيرد. مشاورين خانواده كمك كرده اند كه يك همسر با شناخت درست از خود وشناخت شخصيت روانى و جسمى همسرخود به تقويت بنيان خانواده خود يارى برساند.

جلسات رواندرمانى ومشاوره خانواده 

جلسات رواندرمانى و مشاوره خانواده  محدوديت زمانى ندارد، و اين بستگى به ميزان مشكلات بين زوجين و اعضا خانواده، ميزان ميل و رغبت زوجين به حل اختلافات و آموزش و يادگيرى روشهاى جديد حل مسايل خانواده و در بعضى از مواقع بستگى به ميزان توانايى مالى و زمانى اعضا خانواده دارد. بسيارى از رواندرمانگرها با توجه به درك درستى كه از شرايط خانوادگى واقتصادى مراجعين خود دارند تسهيلاتى را براى كمك به مراجعين خود در وجهت تداوم وادامه مشاوره اتخاذ كرده اند.

تحقيقات طولى آمارى در يك دوره پنج ساله در امريكا نشان داده است كه ٤٨ درصد زوجينى كه به مشاور خانواده مراجعه كرده اند توانسته اند روابط خانوادگى خود را باز سازى كنند، سطح رضامندى وشادكامى را به سطحى كه منطقى بوده است برسانند و احساس خوشبختى و شادكامى در كنار هم بودن راابراز كرده اند. ١٤ درصد از مراجعين در يك پروسه پنج ساله بعد از مشاوره اعلام كرده اند كه تغيير مثبتى را تجربه كرده اند، ولى در ٣٨ درصد اين افرد نهايتا وخامت اوضاع وجدايى را تجربه نموده اند.

 

خانواده درمانى ومشاوره روانىمقاله  را به صورت پي دى اف پياده كنيد. PDF Format

Advertisements

About Azad Moradian

Coming Soon

Posted on November 27, 2014, in فارسي, مقالات, روانشناسى. Bookmark the permalink. Leave a comment.

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out /  Change )

Google photo

You are commenting using your Google account. Log Out /  Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out /  Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out /  Change )

Connecting to %s

%d bloggers like this: